شب است به تمامی جهان
من هستم
و عاشقانه های تن...
...
به خواب می روم
و ماه است به تمامی جهان
که تکثیر می شود برای چشمهای تو
تا صبح...

چه خوب بود اگردلتنگیهای آدمی را باد ترانه ای نمی خواند و
روياهايش را آسمان پر ستاره ناديده نمی گرفت!
پ.ن:يادی از زنده ياد احمد شاملو و کاست دلنشين او:"سکوت سرشار از ناگفته هاست"
فرو ریخته ام در خودم
و تو
نیستی،
پیکرم را بر خاطره دوش هایی می نشانم
که زیر آوار نبودن تو،
از یاد رفته اند،
از یاد رفته ام،
از یاد برده ام،
کسالت انتظاری موهوم ،
آلوده با کراهت بیداری،
...
فرو ریخته ام در خودم
و تو
نیستی...
قیاس عقل تا آنجاست بر کار که صانع را دلیل آید پدیدار...
مده اندیشه را زین پیشتر راه که با کوه آیدت در پیش یا چاه ۱

پرسش را نشاید که پاسخی به حق دریافت،
پرسش را غایتش همین که سلسله پرسشهای سترگ زاید...۲
بگذریم،
دوستی می گفت:
دیگران کاشتند،ما می خوریم،

ما هم باید بکاریم تا دیگران بخورند...![]()

با تشکر از هانیه،آرش،سروش،منصور،کارلوس،پری سا و دیگر دوستانی که با من مشارکت نمودند...
پ.ن:۱-نظامی گنجوی(خسرو و شیرین) ،۲-برداشت آزاد از سخنان هایدگر
۱-نام بلند آدمی برای انسانهایی است که جهان را زیر و رو می کنند ،نه خیل بشران منتشر که جا را برای هم تنگ نموده اند،این طور نیست؟
۲-ما مالک فرزندانمان هستیم تا میلاد استقلال،
و مسئول تربیت و پرورش آنها به مدت طولانی !!!
و گمان نمی کنم آدمی هم یک نوع گیاه کوهی،خود رو،وحشی و بی نیاز از مراقبت ویژه تصور شود،نظر شما چیست؟
۳-حس خداوند به انسان؟و که می داند که خداوند چه حسی دارد؟
۴-گمانه زنی،تخیل و خوشباوری،همان راه رفتن و نهایتا" فرو رفتن و مرگ در مرداب بی رحم شک،نیست؟
۵-آیا خداوند خیر خواه است؟ و در این صورت خیر شما چیست؟ می دانید؟
۶-بعضی را می شناسم که هر آوار مصیبتی را خیر و حکمت رسیده از سوی خداوند می پندارند،شما چه؟
۷-استمرار توالی آدمی از حدود بیست میلیون سال پیش با ورود یک دوزیست به خشکی آغاز شد و ما نیز در همین امتداد زاده شده ایم و سوال این است: برای چه؟
۸-فکر می کنید بیست میلیون سال یعنی چند سال؟
۹- در مجموع پاسخها رنگ و بوی احساسی و غریزی دارد،نه؟
در همه همین است و این اجبار که ما به حکم غریزه زندگی کنیم،حکم کیست،خدا یا شیطان؟
۱۰- شیطان قویتر است یا خدا؟ و امروز جهان در دستان کدامشان است؟ شما بگویید؟
۱-پلیدی و شرارت چیست و در چه شرایطی خود را نشان می دهد؟
۲-آیا موجودات بیماررا می شناسید؟بیماری را چه؟
۳-آیا پذیرفتن کودکان استثنایی،خل وضع و منگول را با سلاح عشق یا عرفان
ممکن می شمارید؟چه مدت؟برای چه نسبتی از افراد؟چرا؟
۴-آیا هر مصیبتی را می توان حکمت خداوند نامید؟
۵-آیا دریافتهای آدمی همان فرمانهای غریزی اش می باشند؟
۶-عشق بازی چیست و بهترین نمودش را در ذهن خود چگونه می پندارید؟
۷-جلوه های عشق بازی را در زندگی بشر بر شمارید؟و آیا می توان بیش از
آنچه می گویید هم متصور شد؟
۸-عشق و تعهد را آنالیز کرده و تفاوت آنها را بیان بفرمایید؟
۹-نقش اشتباه یا شوخی روزگار را در زندگی آدمی تا چه اندازه برآورد می کنید؟
۱۰-خنده آن پیرزال شوم را چگونه فراموش می کنید؟
۱-آیا در شرایط فعلی کشور،کودکی که بایستی راه خود را پیماید این اجازه را به شما
هم می دهد که به کارهای خودتان بپردازد؟
۲-چند مورد می شناسید که پا به پای کودکانشان و برای آنها زندگی می کنند؟
۳-در شرایطی که امنیت،رفاه و آموزش مطلوب فراهم نیست،حال و روز والدین مهیمن را
چگونه می پندارید؟
۴-آیا آدمی برای پروراندن روح و روان دیگری ،باید روح و روانی سازگار داشته باشد؟
۵-خداوند به ما زندگی و عشق می دهد و ما به کودکانمان،حال باید با این عشق چه کار کنیم؟
۶-نقش فرهنگ،محیط،جامعه،رسانه ها و ... به عنوان عوامل خارج از کنترل والدین در سلامت
کودک چه اندازه است؟
۷-چند بار حرکتی را با عشق آغاز کرده و در میانه پشیمان شده اید و آیا راه بازگشتی هست؟
۸-نظرتان را در مورد کودکان استثنایی،ناقص الخلقه و بیمار بیان بفرمایید؟
۹-آیا مادر فرزندانتان را هم (به لحاظ ژنتیک،زیبایی و سلامت ذهن و جسم)انتخاب می کنید؟
۱۰-فکر می کنید چرا زندگی می کنیم؟

۱-آيا آلودگي به آنچه نيازي به آن نيست همواره حماقت آدمي نبوده است؟
۲-آيا تا کنون در خيالتان انفجار زمين را تصوير کرده ايد و به تماشای ان نشسته ايد؟
۳-فکر کنيد اگر هيچگاه نبوديد،زندگي حسرت باري داشتيد؟
۴-فرزند براي چيست و استمرار آفرينش به کار چه موجود يا موجوداتی مي آيد؟
۵-فکر می کنيد ما غايت زندگي پدرانمان هستيم يا لاشه ای پس مانده از لذتهايشان؟
۶-تا کنون فکر کرده ايد با به دنيا آوردن فرزندانتان به دنبال چه آرماني هستيد؟
۷-با چه دستمايه اي به استقبال کودکانتان خواهيد رفت،کودکانی که از نيستی هست شده اند؟
۸-مي خواهيد از کودکانتان چگونه انسانهايي بسازيد و آيا اصلا" توانايی آن را داريد؟
۹-آيا فرزند هم داشته ای است که به خانه خود مي بريد و مالک آن مي شويد؟
۱۰-و سرانجام آيا دليلي فلسفی و قانع کننده براي ادامه حيات نسل آدميزاد در دست داريد؟
پ.ن:-اين سوالات ادامه خواهد داشت و دعوت می کنم درباره اين موارد در بخش نظرات با من به گفتگو بپردازيد...
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار...
لایه ای دیگر بر ساق درخت
کهنگی نهال سرو،
گرد گذار سالیان،
خورشید هست و باران و خاک
بی قراری دانه،درآغوش آگاهی زمین
نوازش باد، تبسم مهتاب و سخاوت باران
چه اندازه آشناست زندگی،
دور از چشمان بخیل مرگ بی هنگام
دور از وحشت صاعقه،
هنوز زنده ایم
نفس می کشیم و این ستودنی است...

اینجایم،
نشسته بر امتداد تقلای روزگار
نقش می زندم تقدیر،
و نقش می زنم من را،
شب را و روز را ،
و هنوز را،
بوده ام و مانده ام،
آرامتر از دیروز
و سنگینتر از انسان
و نگاهم
وامانده در انتظارروزگاری است ،
که زیباترین نگار زندگیم را
بر صفحه این فرصت جا مانده برآفرینش و تقدیر
نقش خواهم کرد...